چرا در روابط اشتباه قرار میگیریم؟ | بررسی الگوهای تکراری ناخود آگاه از نگاه فروید، کوهات، وینیکات و بیون
روابط یکی از عمیقترین و پیچیدهترین جنبههای زندگی انسان هستند. روابط میتوانند شادی، رضایت و احساس تعلق عمیقی برای ما به ارمغان بیاورند، اما در عین حال میتوانند منبع درد، نا امیدی و سردرگمی نیز باشند. بسیاری از ما بارها و بارها به سمت شرکای عاطفی جذب میشویم که از نظر احساسی در دسترس نیستند، بیش از حد انتقادگر هستند یا حتی سوء استفاده گرند. این موضوع باعث میشود از خود بپرسیم: چرا من مکررا در روابط اشتباه قرار میگیرم؟ پاسخ این سوال، بر اساس روانکاوی و رواندرمانی پویایی، در الگوهای ناخود آگاهی نهفته است که انتخاب ها، رفتارها و انتظارات ما در عشق را شکل میدهند.
این مقاله به بررسی بنیانهای روانشناختی این موضوع میپردازد که چرا اغلب در دینامیک های تکراری و ناسالم رابطه قرار میگیریم. با استفاده از نظریه های روانکاوان برجسته ای مانند فروید، کلاین، وینیکات، کوهات، بیون و لاکان، بررسی خواهیم کرد که چگونه تجربیات اولیه کودکی، تمایلات ناخودآگاه و الگوهای درونیشده رابطهای، روابط بزرگسالی ما را تحت تأثیر قرار میدهند. با درک این الگوها، میتوانیم از چرخه های ناکار آمد رها شویم و ارتباطات سالم تر و رضایت بخش تری ایجاد کنیم.
الگوی ناخودآگاه: چگونه روابط اولیه زندگی عاشقانه ما را شکل میدهند
زیگموند فروید، پدر روانکاوی، از اولین کسانی بود که پیشنهاد کرد تجربیات اولیه کودکی تأثیر عمیقی بر زندگی بزرگسالی ما دارند. او مفهوم اجبار به تکرار را معرفی کرد، یک پدیده روانشناختی که در آن افراد به طور ناخودآگاه تجربیات گذشته، به ویژه تجربیات آسیب زا یا حلنشده، را باز آفرینی میکنند تا بر آنها تسلط یابند. در زمینه روابط، این بدان معناست که ما ممکن است به سمت شرکایی جذب شویم که بازتابی از دینامیک های مراقبان اولیه ما هستند، حتی اگر این دینامیکها دردناک یا ناکارآمد بوده باشند.
به عنوان مثال، اگر با والدینی بزرگ شده اید که از نظر احساسی دور بودند، ممکن است بارها به سمت شرکایی جذب شوید که به طور مشابه در دسترس نیستند. در سطحی ناخودآگاه، این احساس آشنا و حتی آرامشبخش است، زیرا الگوی رابطه ای را که در کودکی درونی سازی کردهاید، بازتاب میدهد. همان طور که فروید اشاره کرد، ذهن ناخود آگاه به دنبال آشنا هاست، نه لزوماً سالمها.
ملانی کلاین، پیشگام در نظریه روابط ابژه، این ایده را گسترش داد و بر نقش ابژههای درونیشده اولیه بازنماییهای ذهنی از افراد مهم در شکلدهی الگوهای رابطهای ما تأکید کرد. به گفته کلاین، اولین تجربیات ما با مراقبان در روان ما کد گذاری میشوند و پایه ای برای نحوه درک و تعامل ما با دیگران تشکیل میدهند. اگر مراقب اولیه شما در ابراز محبت خود ناسازگار بود، ممکن است یک ابژه درونی شده ایجاد کنید که هم مورد اشتیاق و هم مورد ترس است، و این منجر به دوسوگرایی در روابط بزرگسالی شما میشود.
برای تعیین نوبت رواندرمانی با دکتر آرش رستمی رواندرمانگر رسمی
ISTDP از انجمن IEDTA در واتسپ به شماره 09212773724 ییام بگذارید
حتما بخوانید: مردان خودشیفته عاشق چه زنانی میشوند ؟

نقش دلبستگی: وینیکات و والد “به اندازه کافی خوب”
دونالد وینیکات، یکی دیگر از چهره های تأثیرگذار در نظریه روابط ابژه، مفهوم والد “به اندازه کافی خوب” را معرفی کرد. او استدلال کرد که هیچ والدی کامل نیست، اما یک والد “به اندازه کافی خوب” پایه ای امن فراهم میکند که کودک میتواند از آنجا جهان را کشف کند و حس خود را توسعه دهد. هنگامی که این پایه وجود نداشته باشد، کودک ممکن است با حس شکننده ای از خود و ترس عمیقی از رها شدن بزرگ شود.
در روابط بزرگسالی، این میتواند به شکل تمایل به چسبیدن به شرکا یا تحمل بد رفتاری از ترس تنها ماندن ظاهر شود. به عنوان مثال، کسی که در کودکی مورد غفلت قرار گرفته است، ممکن است در یک رابطه سمی بماند زیرا فکر تنها بودن غیرقابل تحمل به نظر میرسد. همان طور که وینیکات مشاهده کرد، نیاز به ارتباط آن قدر اساسی است که ممکن است آن را بر سلامتی خودمان ترجیح دهیم.
نیازهای خودشیفته گرایانه و خود-ابژهها: دیدگاه کوهات
هاینز کوهات، بنیانگذار روانشناسی من، بر اهمیت خود-ابژهها افراد یا چیزهایی که به ما کمک میکنند حس منسجمی از خود را حفظ کنیم تأکید کرد. در کودکی، خود-ابژهها معمولاً مراقبان ما هستند، که اعتبار بخشی، بازتاب و آرمان سازی را فراهم میکنند. هنگامی که این نیازها برآورده نشوند، ممکن است آنچه کوهات آسیب پذیری های خودشیفته گرایانه نامید را توسعه دهیم، که میتواند در روابط بزرگسالی ما نقش بازی کند.
به عنوان مثال، اگر در کودکی احساس دیده نشدن یا قدردانی نشدن داشته اید، ممکن است به دنبال شرکایی باشید که بتوانند تحسین و اعتبار بخشی که شما تشنه آن هستید را فراهم کنند. با این حال، این میتواند منجر به روابط نا متعادلی شود که در آن شما بیش از حد به شریک خود برای حس ارزشمندی خود متکی هستید. کوهات بر اهمیت توسعه خودشیفته گرایی سالم حس پایدار و انعطاف پذیر از خود که به ما امکان میدهد روابط رضایت بخش متقابل ایجاد کنیم تأکید کرد.
حتما بخوانید: نارسیسم ها چه کسانی هستند؟ (علائم و انواع زنان و مردان نارسیست)
ترس از صمیمیت: بیون و توانایی تحمل عدم قطعیت
ویلفرد بیون، یکی از چهرههای برجسته در نظریه روانکاوی، مفهوم ظرفیت تحمل توانایی تحمل و پردازش احساسات دشوار را معرفی کرد. به گفته بیون، روابط سالم نیازمند ظرفیتی برای تحمل عدم قطعیت و پیچیدگی احساسی هستند. با این حال، اگر در محیطی بزرگ شدهاید که احساسات شما نادیده گرفته یا بی اعتبار شدهاند، ممکن است در بزرگسالی با صمیمیت مشکل داشته باشید.
به عنوان مثال، ممکن است از ارتباطات احساسی عمیق اجتناب کنید زیرا از غرق شدن یا طرد شدن میترسید. یا ممکن است احساسات حل نشده خود را بر شریک خود فرافکنی کنید، که منجر به تعارض و سوء تفاهم میشود. کار بیون بر اهمیت توسعه تاب آوری احساسی و توانایی درگیر شدن در ارتباطات صادقانه و آسیب پذیر تأکید میکند.
برای تعیین نوبت رواندرمانی با دکتر آرش رستمی رواندرمانگر رسمی
ISTDP از انجمن IEDTA در واتسپ به شماره 09212773724 ییام بگذارید
مرحله آینهای و خیالی: سهم لکان
ژاک لکان، یکی از چهرههای جنجالی اما تأثیرگذار در روانکاوی، مفهوم مرحله آینهای یک مرحله رشدی که در آن نوزاد شروع به تشخیص خود به عنوان یک موجود جداگانه میکند را معرفی کرد. به گفته لکان، این مرحله پایهای برای خیالی قلمرویی از توهمات و خیال پردازیها که ادراکات ما از خود و دیگران را شکل میدهند فراهم میکند.
در زمینه روابط خیالی میتواند منجر به آرمانی سازی شرکای ما یا فرافکنی نیازهای برآورده نشده ما بر آنها شود. به عنوان مثال، ممکن است عاشق نسخه آرمانی شده شریک خود شوید، تنها برای اینکه وقتی آنها نتوانند به انتظارات شما برسند، احساس سرخوردگی کنید. کار لکان به ما یادآوری میکند که عشق اغلب با خیال پردازی درهم آمیخته است، و اینکه صمیمیت واقعی مستلزم دیدن فرد دیگر همانطور که واقعاً هست، نه به عنوان بازتابی از تمایلات خودمان، است.

شکستن چرخه: چگونه الگوهای ناخودآگاه را تغییر دهیم
درک الگوهای ناخود آگاهی که انتخاب های رابطه ای ما را هدایت میکنند، اولین قدم برای رهایی از آنهاست. در اینجا برخی از استراتژی های عملی، مبتنی بر اصول روانکاوی، برای ایجاد روابط سالم تر آورده شده است:
- توسعه خود آگاهی: درگیر خود اندیشی یا درمان شوید تا الگوهای رابطه ای ناخود آگاه خود را کشف کنید. از خود بپرسید: چه الگوهایی در روابط خود مشاهده میکنم؟ این الگوها چگونه بازتاب تجربیات اولیه من هستند؟
- به چالش کشیدن فرضیاتتان: باورها و انتظاراتی که به روابط میآورید را زیر سوال ببرید. آیا آنها بر اساس واقعیت هستند، یا تحت تأثیر تجربیات گذشته قرار دارند؟
- تمرین تنظیم احساسات: یاد بگیرید که احساسات دشوار را تحمل و پردازش کنید، به جای اینکه از آنها اجتناب کنید یا آنها را بر شریک خود فرافکنی کنید.
- تعیین مرزها: نیازهای خود را در روابط تشخیص دهید و آنها را ابراز کنید. مرزهای سالم برای احترام و درک متقابل ضروری هستند.
- درمان را دنبال کنید: یک درمانگر ماهر میتواند به شما کمک کند الگوهای ناخودآگاه خود را کشف کنید، از زخمهای گذشته بهبود یابید و روشهای سالمتری برای ارتباط برقرار کردن توسعه دهید.
حتما بخوانید: رابطه یک طرفه با خودشیفته
چگونه روابط اشتباه را متوقف کنیم؟
سوال اینکه چرا در روابط اشتباه قرار میگیریم، فقط یک مسئله شانس بد یا قضاوت ضعیف نیست این موضوع ریشه های عمیقی در ذهن ناخود آگاه ما دارد. با بررسی نظریههای فروید، کلاین، وینیکات، کوهات، بیون و لکان، میتوانیم شروع به درک کنیم که چگونه تجربیات اولیه ما روابط بزرگسالی ما را شکل میدهند. مهمتر از آن، میتوانیم یاد بگیریم که از الگو های تکراری و ناسالم رها شویم و ارتباطاتی ایجاد کنیم که واقعاً رضایت بخش باشند.
همانطور که ژاک لکان، روانکاو فرانسوی، یکبار گفت: “عشق دادن چیزی است که ندارید به کسی که آن را نمیخواهد.” اگرچه این ممکن است بد بینانه به نظر برسد، اما بر پیچیدگی عشق و اهمیت خود آگاهی در هدایت آن تأکید میکند. با مواجهه با الگوهای ناخودآگاه و پذیرش خود اصیل مان، میتوانیم از چرخه روابط اشتباه فراتر رویم و عشقی را پیدا کنیم که واقعاً سزاوار آن هستیم.
این مقاله نه تنها یک بررسی از نظریههای روانشناختی است، بلکه یک دعوت به عمل نیز هست. با درک ریشه های مبارزات رابطه ای خود، میتوانیم گامهای معناداری به سوی بهبود و رشد برداریم. پس از همه، مهمترین رابطهای که هرگز خواهیم داشت، رابطهای است که با خودمان داریم.
مثال های عملی و تحلیل روابط اشتباه از نگاه روانکاوی
برای درک بهتر این مفاهیم، بیایید به چند مثال عملی از زندگی روزمره نگاه کنیم و آنها را از منظر روانکاوی تحلیل کنیم.
مثال ۱: جذب شدن به شرکای احساسی دور
سارا، زنی ۳۲ ساله، همیشه به مردانی جذب میشود که از نظر احساسی در دسترس نیستند. آخرین رابطه او با مردی بود که به طور مداوم برنامههایشان را لغو میکرد و به ندرت احساساتش را بیان میکرد. سارا میگوید: “من میدانم که این رابطه برایم خوب نیست، اما نمیتوانم خودم را از آن رها کنم.”
از منظر روانکاوی، سارا ممکن است در حال بازآفرینی رابطه ای باشد که با پدرش داشت. پدر سارا یک کارآفرین موفق اما بسیار مشغول بود که به ندرت زمان کافی برای خانواده داشت. سارا یاد گرفت که عشق یعنی تلاش برای جلب توجه کسی که همیشه در دسترس نیست. این الگوی ناخودآگاه باعث میشود او به سمت مردانی جذب شود که بازتابی از پدرش هستند.
حتما بخوانید: درمان خودشیفتگی | انواع + علائم + تست
مثال ۲: تحمل بد رفتاری به دلیل ترس از تنها ماندن
محمد، مردی ۲۸ ساله، در رابطه ای قرار دارد که در آن شریکش به طور مداوم از او انتقاد میکند و احساساتش را نادیده میگیرد. با این حال، محمد به دلیل ترس از تنها ماندن، این رابطه را ادامه میدهد. او میگوید: “من فکر میکنم اگر تنها بمانم، هیچکس مرا دوست نخواهد داشت.”
از دیدگاه وینیکات، محمد ممکن است در کودکی تجربهای از غفلت عاطفی داشته باشد. اگر مادر محمد به دلیل مشکلات خودش نتوانسته باشد نیازهای عاطفی او را برآورده کند، محمد ممکن است با ترس عمیقی از رها شدن بزرگ شده باشد. این ترس باعث میشود او حتی در روابط ناسالم بماند، زیرا تنها بودن برایش غیرقابل تحمل است.
برای تعیین نوبت رواندرمانی با دکتر آرش رستمی رواندرمانگر رسمی
ISTDP از انجمن IEDTA در واتسپ به شماره 09212773724 ییام بگذارید
مثال ۳: جستجوی اعتبار بخشی از طریق شرکا
لیلا، زنی ۳۵ ساله، همیشه به دنبال شرکایی است که او را تحسین کنند و تأییدش کنند. او میگوید: “من فقط وقتی احساس ارزشمندی میکنم که کسی مرا تحسین کند.”
از منظر کوهات، لیلا ممکن است در کودکی نیازهای خودشیفته گرایانه اش برآورده نشده باشد. اگر والدین لیلا به اندازه کافی به او توجه و تحسین نکردهاند، او ممکن است به دنبال شرکایی باشد که این نیازها را برآورده کنند. این میتواند منجر به روابط نامتعادلی شود که در آن لیلا بیش از حد به شریک خود برای حس ارزشمندی خود متکی است.
جمعبندی نهایی: راههای عملی برای تغییر
درک این الگوها اولین قدم است، اما تغییر آنها نیازمند تلاش و تعهد است. در اینجا چند راهکار عملی برای شروع این فرآیند آورده شده است:
- خود شناسی: زمان بگذارید و به روابط گذشته خود نگاه کنید. چه الگوهایی را مشاهده میکنید؟ چگونه این الگوها ممکن است بازتاب تجربیات اولیه شما باشند؟
- درمان: یک درمانگر ماهر میتواند به شما کمک کند الگوهای ناخودآگاه خود را کشف کنید و راههای سالمتری برای ارتباط برقرار کردن توسعه دهید.
- تمرین مراقبت از خود: یاد بگیرید که نیازهای خود را تشخیص دهید و آنها را برآورده کنید. این میتواند شامل فعالیتهایی مانند مدیتیشن، ورزش یا نوشتن خاطرات باشد.
- ایجاد مرزهای سالم: یاد بگیرید که چگونه مرزهای سالم در روابط خود تعیین کنید. این به شما کمک میکند از خود محافظت کنید.
دیدگاهتان را بنویسید